تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - هفتادو شش:سه ماهگی          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
سلام به خدا به او که در منتهای سخاوت و لطف و عظمت بازهم به من بنده نه چندان خوبش از کرم لطف داره .

خدایا اصلا به هیچ زبان و بیانی نمی توانم بگویم که  چگونه از تو سپاسگذارم .هر روز صبح که چشمهایم را باز می کنم در حالیکه که می دونم پسرک نازم پیشم خوابیده تو را شکر می کنم .

اگرچه می دونم کافی نیست اما بازهم ازت می خواهم از همان سر لطف و کرم به من و فرزندم و خانواده  ام نگاه کنی و همیشه مارا در پناه خودت قرار بدهی .

 پ.ن:۲۴-۱۱-۱۳۸۶مارتیا مامان داره سعی می کنه بشینه وقتی که می گذارمیمش روی مبل بدنش را می ده جلو و چند ثانیه ای به حالت نشسته می شینه و وزنش را تحمل می کنه .یادتان می آید گفتم باید بیشتر بغلش می کردم حالا دارم افسوس می خورم احساس می کنم که سعی می کنه خودش را از تو بغل در بیاره و بره اما چطوری نمی دونم .ولی داره برای خودش مستقل می شه .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:10  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا