|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
می دانم به محض اینکه چهار دست و پا رفتن را آموخت دیگر حاضر نیست بغل من باشه .
چند روز پیش در مهمانی خانم پیری به شدت از بغلی بودن نی نی ها بد گفت ما من فقط توی دلم به او که نمی دانست این موجودات کوچولو چقدر به آدم نیرو و عشق می دهند خندیدم .
او که خودش دوتا بچه بزرگ کرده البته با کمک خدمتکار حتما این اجازه و فرصت را به خودش نداده تا کوچولو هایش را در بغل بگیره و عاشقانه اونها را ببوسه و نفس گرمشان را روی صورتش احساس کنه
بابا زور که نیست من نمی خواهم این فرصت را از دست بدهم .نمی خواهم بعدها افسوس بخورم و چون تصمیم دارم فقط یکدونه فرزند داشته باشم پس چرا باید ثانیه ها را از دست بدهم .
البته از حق نگذریم اگه کمک مامانم نبود من نمی توانستم مدام بچه به بغل تو خانه راه بروم .ازش ممنونم و می دونم چقدر مهر مادری که نثار من و مارتیا می کنه ارزشمند است خدا بهش سلامتی بده و طول عمر امروز ازش پرسیدم مامان تو مراسم خواستگاری مارتیا می خواهی چی بگویی؟؟؟؟
راستی چقدر عمر زود می گذره مارتیا جدیدا خنده های قهقه ای می کنه وقتی باهاش بازی می کنیم .
داره بزرگ می شه امروز مادرم می گفت یادت می آید قبل از بدنیا اومدنش چقدر در مورد قیافه اش فکر می کردیم .یادم می آیئ مامانم هم صبرش مثل من تمام شده بود و می گفت کی می شه پسرم به دنیا بیاید من باهاش بازی کنم و الحق حالا هم ازش کم نمی گذاره .مارتیا هم خیلی مامانم را دوست داره .سعی می کنه همه چیز را با دست هایش بگیره البته خیلی کم موفق می شه .
(بخش جدید )
سخنی با مارتیا
پسرم روزهای انتظار اگرچه طولانی بودند و کند گذشتند اما حالا که نزدیک به سه ماه شده تو را کنار خودم دارم می بینم چه ارزشی داشتند اون روزها اگرچه بارداری من با اظطراب های بی وقفه و گاه بسیار بی مورد همراه بود اما طعم عشق تو داره اون ناراحتی ها را کم کم از ضمیرم پاک می کنه .دوستت دارم عزیزم
یادم رفت به یک عزیزی پیام بدهم خدا جون ممنون
مارتیا خوشگل مامان
![]() |
بعد از حمام و بعد از شیر خوردن
![]() |
بعد از شیر خوردن خواب و مامانم هم مثل همیشه خیال کرده من خوابیدم و من را گذاشته توی تخت

اما من بعد از چند دقیقه بیدار می شوم و مامانم مجبور می شه من را بلند کنه و ببره توی هال

امروز ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ حدود ساعت ۱۸:۳۰ پسر گل من مارتیا توانست وقتی روی شکم خوابیده بود بغلتد دوبار و هر بار هم از یک طرف یکبار از طرف راست یکبار از طرف چپ.دوستت دارم مامانی
|
|