تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - هفتاد و یک :امروز دوماه است من یک فرشته خدارادر کنار خود دارم          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
فرشته بهشتی من هدیه خدای قادر و توانا اکنون دوماه است در کنار من و با من است .خدارا بابت این کوچولو وبابت سلامتی اش و بابت عشقی که خدادر وجودم قرار داده است شکر می کنم .

حتی داشتن مهر مادری هم جای شکر داره از اینکه سرشار از مهر مادری هستم و مارتیا رادوست دارم از خدا ممنوم .از اینکه مهر مادرم را هم برای خودم و هم برای مارتیا دارم خدا را شکر می کنم .

امروز مارتیا را با مادرم بردیم درمانگاه برا ی واکسن زدن.برف اومده بود و نتوانستیم با ماشین خومان برویم چون ترسیدم توی کوچه لیز بخورم .با آژانس رفتیم .راستش خیلی دلهره داشتم برای اینکه می دانستم درد داره و ناراحت می شه .به توصیه دکترش ۱۵ قطره استامینوفن قبل از رفتن بهش دادم .تا هم دردش کمتر بشه و هم تب نکنه البته باید استامینوفن را ۴ ساعت یکبار ۱۲ قطره ادامه بدهم  وگرنه تب می کنه .

بعد از اومدن به خانه خیلی بی تابی کرد و گریه های بی دلیل که فقط توی بغل مادر بزرگش اروم می شد .حالا بهتر شده و بعد از ظهر بالاخره خندید و آغون گفت که یعنی بهتر شده . حالا هم خوابیده روی پای مادر بزرگ .

خدا مادرم را حفظ کنه .خدا به من هم تواین شهر شلوغ تنها از پس مشکلات بر بیایم .

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:45  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا