|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
حتی داشتن مهر مادری هم جای شکر داره از اینکه سرشار از مهر مادری هستم و مارتیا رادوست دارم از خدا ممنوم .از اینکه مهر مادرم را هم برای خودم و هم برای مارتیا دارم خدا را شکر می کنم .
امروز مارتیا را با مادرم بردیم درمانگاه برا ی واکسن زدن.برف اومده بود و نتوانستیم با ماشین خومان برویم چون ترسیدم توی کوچه لیز بخورم .با آژانس رفتیم .راستش خیلی دلهره داشتم برای اینکه می دانستم درد داره و ناراحت می شه .به توصیه دکترش ۱۵ قطره استامینوفن قبل از رفتن بهش دادم .تا هم دردش کمتر بشه و هم تب نکنه البته باید استامینوفن را ۴ ساعت یکبار ۱۲ قطره ادامه بدهم وگرنه تب می کنه .
بعد از اومدن به خانه خیلی بی تابی کرد و گریه های بی دلیل که فقط توی بغل مادر بزرگش اروم می شد .حالا بهتر شده و بعد از ظهر بالاخره خندید و آغون گفت که یعنی بهتر شده . حالا هم خوابیده روی پای مادر بزرگ .
خدا مادرم را حفظ کنه .خدا به من هم تواین شهر شلوغ تنها از پس مشکلات بر بیایم .
|
|