تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - عشق آسمونی          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

سلام باز هم به پسرم به كوچولوي نازم به عشق آسموني ام

سلام مامان  سلام عزيزم ممنون از اينكه پيش من هستي ممنون كه اينهمه عشق را با خودت به زندگي مامان آوردي .

چه لحظات ناب و يكتايي را اين روزها با پسركم تجربه مي كنم .بهترين لحظات وقتي است كه مي گذارمش روي شانه هايم و نفس هاي گرمش به صورتم ميخوره اونوقت باور ميكنم كه اين كوچولو اين هديه خدا مال من شده و اون همه انتظار بالاخره به نتيجه رسيده .زندگي را توي نفس هاي گرمش مي شه احساس كرد پاكي و معصوميتش بيشتر از هر چيز من را از خود بيخود مي كنه .

در تمام دوران بارداري نگران خودم و قابليت هاي خودم براي نگه داري مارتيا پسرم بودم .حالا گاه احساس مي كنم نگراني هايم بي مورد نبوده اند وقتي  پسركم گريه مي كنه از خود بيخود مي شوم . دست و پاهايم را گم مي كنم .گاه احساس مي كنم من به خوبي مادرم از پس كارهايش بر نمي آيم پس اين دليل اين است كه من كفايت لازم را ندارم .

مارتيا گاهي شبها راحت مي خوابه و گاه ناآرومي مي كنه .با اينكه هنوز كمك هاي مادرم را دارم اما گاه به شدت احساس خستگي و تنهايي مي كنم . نمي دونم گاهي احساس مي كنم حالا حالاها نميتوانم از پس كارها به تنهايي بربيايم .

پسركم در 3 هفتگي رفته دكتر وزنش 4400 گرم و قدش 55 سانتي متر و دور سرش 36 سانت بوده است .

به قول دكترش رشد خوبي داشته . دقيقا احسا س ميكنم لباس هايي كه دوهفته پيش برايش خيلي بزرگ بودند حالا اندازه شده اند .

مي دونم اين دوران شيرين داره به  سرعت چشم برهم زدن تمام ميشه .دلم ميخواهد با همه وجودم اين لحظات ناب را احساس كنم . مي دونم تكرار شدني نيست .

چند تا عكس از گل پسرم مي گذارم .

پ.ن: با عرض معذرت از همه دوستاي خوبم كه به ما سر مي زنند من گاهي مي توانم وبلاگ ها را مرور كنم اما متاسفانه نمي توانم نظر بدهم چون سرم خيلي شلوغ است انشاالله پسركم كه بزرگ تر بشه از خجالت همه در مي آيم .

پس ما رافراموش نكنيد .

 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:7  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا