تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - پنجاه و شش:شمارش معکوس(شش)          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

وقتي كل وبلاگ را خواندم بعضي جاها حتي باورم نشد كه من مامان دل كوچيك تو  چطور اون همه روز را سر كردم . از فروردين تا تير و بعد مرداد شهريور روزهايي كه به كندي گذشت  .برايم همه احساساتم جالب بود خوشحالم كه اين وبلاگ را براي تو ساختم تا تو هم احساسات مامان را بدوني . امروز چهارشنبه است كمتر از يك هفته ديگه مانده سه شنبه هفته آينده وعده ديدار من و تو با هم است .

وعده ديدار من عاشق با تومعشوق كه عشقت  انچنان 9 ماه است بيتابم كرده كه اختيار از كف داده ام .

اگرچه دلم براي اين روزها تنگ مي شه .اگرچه اين كش و قوس ها و اين حركان دلنشين خيلي زود تنگ مي شه .اما ديگه نمي شه جاي تو خيلي تنگ شده اين را از حركاتت مي شه فهميد .

دوستت دارم مامان .

خيلي زياد .

مادر(6 روز ديگه)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 0:30  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا