تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - چهل و دو : سرخوشم          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

سلام شیطون بلا پسر طلا

خوبی گلم .

امسال هوا خیلی زود خنک شده .شهریور ماه است اما مامان نمی توانه کل درب را باز بگذاره و بخوابه هوا خنکی ملس داره .باید پتو را بکشی روت و حظ ببری.

مامان خوابیده روی پهلوی چپ هوا خیلی خوبه دست ها را هم دراز کرده به همان طرف چپ .پسر طلا تکان می خوره مامان نفس عمیق می کشه خدایا چه حس خوبی .نی نی بازهم داره شیطونی می کنه اگرچه خواب را از مامان می گیره اما مامان مست مست است .انقدر سرخوش است که حد نداره چه دوران شیرینی است این دوران بارداری اگرچه طولانی است اگرچه انقد رطولانی است تا مادر طعم صبوری را بچشه و برای همیشه اون را تو خاطرش نگه داره آخه مامانها باید صبور باشند .

اما وقتی تو تکان می خو ی مادر غرق در شادی می شه .می توانه ساعتها بشینه و فقط حرکاتت را تماشا کنه .

هیچ کس تا به حال انقدر به مامان نزدیک نبوده تو اینجایی همین جا زیر پوست مامان .خدایا مامان دوستت داره نی نی را برای مامان نگه دار سالم  و صالح .از تو نزدیک تر غیر از خدا هیچ کس نیست مامان .مامان می توانه تو را حس کنه با دست هایش حرکتهای کوچولوت و سکسکه کردن هایت را.

 تو در دورن مامان هستی مامان دوستت داره .

اگرچه مامان عادت داره روی دنده راست بخوابه .وقتی بعد از مدتی دنده به دنده می شه تو محکم تر لگد می زنی یعنی مامان !دوست ندارم  . و مامان دوباره بر می گرده .بله درست است مامان باید از الان یاد بگیره که نی نی هر چی بخواهد همان است .

خلاصه دیشب با کارهایت مامان را سرخوش کردی مست مست بود از کارهایت نی نی کوچولو.

نی نی تو زندگی و معناش را برای مامان دگرگون کردی .مامان دوستت داره .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 11:37  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا