|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
وقتي اينجا را براي شروع نوشتن از تو آغاز كردم فقط شش هفته داشتي، باورت مي شه فقط شش هفته بود كه تو توي دل مامان بودي و من فقط و فقط چيزي حدود ۱۲-۱۰ روز ي بود كه از وجود تو اطلاع پيدا كرده بودم .
خدايا، حالا كه اينجا نشسته ام كوچولوم، ماهي من داره توي دلم شنا مي كنه .تو كوچولوي مامان دوست نداري مامان بخوابه آخه جايت تنگ مي شه و مرتب لگد مي زني .پشت كامپيوتر هم دوست نداري من بشينم .فكر كنم اينطوري هم ناراحت مي شوي اما چاره چيه تا ۲ ماه ديگه و تا روزي كه بدنيا بيايي مرتب جايت كوچك و كوچك تر مي شه .بايد تحمل كني .براي بدست آوردن هر چيزي بايد تلاش كرد .پس لگد بزن كوچولو اما بدان اين دنيا خيلي بزرگ است و كلي جا براي تو هست .مثل قلب مامان و بابا كه كلي جا براي تو داره .
دوستت دارم .ماه من
مادر
|
|