تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - سی و نه:هفته سی و یکم          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
سلام به گل کوچولویم :

مامان ما با هم و در کنار هم هفته ۳۰ را هم پشت سر گذاشتیم باورت می شه ما حدود ۳۰ هفته است که با هم هستیم هر روز هر ساعت و هر ثانیه .با هم نفس کشیدیم همخون شدیم خوابیدیم از خواب بیدار شدیم حتی با هم گاهی غصه خوردیم چقدرنزدیک می دونی ۳۰ هفته است که دارم یک زندگی را درون خود و با خود حمل می کنم .

می دونی چقدر شاد بودم اون لحظه ای که فهمیدم خدا تو را بهم داده .اون لحظه ای که صدای قلبت را شنیدم .

می دونی لحظه ایکه تو را در آغوش بگیرم چه احساسی دارم . تو همه وجود من نه تو بخشی از وجود منی که ساعتها و ساعتها با من بودی همین الان داری به بدن مامان ضربه می زنی تو مثل پر زدن پرنده ها زیر دلم پر می زنی داری توی دل مامان شنا می کنی درست احساس می کنم که مثل موج دریا بالا و پائین می روی و من مست و سرشار از این حرکاتت دارم قربان صدقه تو می روم .

شبها نمی خوابم شاید روزها هم قلنبه شدن تو برایم ایجاد درد بکنه اما مامان آنقدر از حرکت و صدای قلبت خوشحال است که هیچ چیز اون را از پا در نمی آورد حتی شب نخوابیدن ها .

حس مادر شدن چیز جالبی است که نمی شه توصیفش کرد .بابا امروز رفت یکهفته خوبی را با هم گذروندیم  اگرچه همیشه دچار کمبود وقت می شویم اما فکر می کنم داره کارها روی غلتک می افته .

گاهگاهی سکسکه می کنی و شکم مامان از جا می پره .چه حس خوشایندی داره باردار بودن .با تو بودن و حامل فرشته پاکی مثل پسرم بودن

دوستت دارم مامان خیلی زیاد .از خدا می خواهم سلامت باشی یک دنیا حرف برایت دارم که باهم بزنیم یک دنیا عشق دارم که نثارت کنم و یک دنیا حس خوب مادری که به پایت بریزم .

حالا تو در این هفته حدود ۱۴۰۰ گرم وزن داری .تو پائیز به دنیا می آیی فصلی که مامان خیلی دوست داره فصل زیبا و دل انگیزی است تو مثل خود پائیز زلال و پاکی  زیبا و هزار رنگ .مامان قربان اون قدم پائیزی ات بشه .

حالا یک بهانه برای زیبا و زیبا تر شدن پائیز دارم .

خوشحالم که تو را دارم خوشحالم مامانی .

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 1:34  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا