تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - سی و سه :زير آبي          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
سلام به پسر گل مامان :

مي دوني مامان ديروز رفته بود دكتر مي دوني تو تازگي ها توي شكمم حركت مي كني البته حركت به معناي جابه جايي من حس مي كنم وقتي دستم را مي كذارم روي شكمم كه لگد هايت را حس كنم تو از زير دست من در مي روي شيطون بلاي مامان؟

مي دوني ما برايت يك اتاق آماده كرديم خانه امان  را داديم اجاره و رفتيم جايي كه بزرگتر باشه تا تو براي خودتت اتاق جدا داشته باشي. اثاث كشي سخت است اما بازهم ارزش داره براي تو همه كاري مي كنيم .

مي دوني فردا مامان مي خواهد برود سونو گرافي و دلي از عزا در بياره و تو را ببينه؟

مي دوني چقدر دوستت دارم ؟

مي دوني فردا ۲۷ هفته هم تمام مي شود و مامان وارد ماه هفتم مي شود؟

مي دوني الان كه دارم اينها را مي نويسم تو داري توي دل مامان شنا مي كني ؟

خلاصه كنم :

خيلي دوستت دارم .

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 23:29  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا