تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 329:سکوت          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

مدت زیادی است حتی حوصله حرف زدن ندارم . شرمنده ام به خانه های سبز شما هم قدم نگذاشته ام. همین دوشب پیش هم وقتی پسرم موقع خواب حرف زد و حرف زد بازهم در باره خدا و بعد  پرسید :مامان خدا چرا با ادمها حرف نمی زنه . جواب دادم نمی دونم مامان!!! و واقعا هم نمی دونستم . راستی خدا چرا هیچ وقت باهام حرف نزدی حتی وقتی خیلی زیاد بهت احتیاج داشتم ؟

 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 21:17  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا