تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - بیست و شش:روز خوب          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
عسل مامان     پسر مامان      عمر مامانی تو

سلام گلم سلام عشقم خوبی مامانی

امروز روز خوبی بود. شاید چون اول رجب بود .می دونی مامان من: امروز تو حسابی تکان می خوردی .

امروز یک فکری کردم شاید چون من میل به غذا ندارم و زیاد نمی خورم تو هم بی حس می شی .

آخه امروز به نسبت روزهای پیش بخصوص دیروز!! مامان حسابی از خجالت خودش در اومد بعد از صبحانه یک کیک کوچک خوردم که دست بابا درد نکنه خریده بود .

ناهار هم خورشت کرفس دست پخت مامانی بود که واقعا عالی بود و از صبح بوش تو تمام خانه پیچیده بود .

بعد از ظهر هم که از خواب بیدار شدم دوباره یک بشقاب خیلی کوچک برنج وخورشت خوردم .و بعداز ظهر هم بستنی .شاید برای همین امروز نی نی من تکان های زیادی خورد.

راستی نمی خواهی به مامان بگی چرا اکثر مواقعی که پشت کامپیوتر می شینم لگد می زنی کامپیوتر را دوست داری یا نه؟

من به فدایت شوم عزیزم .دارم همش فکر می کنم چطوری جلوی احساساتم را بگیرم وقتی به دنیا بیایی و ببینمت زار زار گریه نکنم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 21:58  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا