تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 248:مارتیا و استدلال های سبک مارتیا          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

رفتیم دستشوئی ،به مارتیا می گویم اوه اوه ببین رنگ جی*شت انقدر پر رنگ است مامان .باید مایعات بخوری خوب نیست ادرارت غلیظ باشه .می گوید :خوب جی*ش زرد است دیگه مثل خورشید .(اهای خورشید خانم به دل نگیری ها  )

کنار خیابان توقف کردیم .  بابا رفته انطرف بلوار نان بگیرد .مارتیا هم کمربندش را باز کرده و امده جلو و هی از روی کله من می اید جلو و می رود عقب . داره با مارد بزرگش باهم شوخی می کنند و سعی می کنند تو تاریکی شب تشخیص بدهند که بابا کی نان می گیره و بر می گرده نانوایی شلوغ است .و کمی معطل شدیم مادر بزرگ و مارتیا با هم شوخی می کنند و هر از چند گاهی مادربزگ بهش می گوید: بابات امد این اقاهه که کاپشن پوشیده و  مارتیا می خنده . مادر بزرگ می گوید اصلا از کجا می دانی اون باباته ؟مارتیا :از اون جاییکه شکل من است خوب . (من و مادرم غش می کنیم از خنده از حرف زدنش و دلیل اوردنش .اونهم بابا شکل مارتیا است و نه مارتیا شکل بابا )

این هم یکی از عکس های دوهفته پیش .من عاشق غروب دریا هستم . چون خورشید درعرض چند دقیقه در دریا غرق می شود . واقعا به اندازه چند بار فشردن شاتر دوربین .

زندگی خرد است به روز شده است . یادتان نرود مارا بخوانید . و البته نظر یادتان نرود اگر نظر نگذارید ما از میزان استقبال شما و یا کم و کیف کارمان بی خبر می مانیم اگر کتاب معرفی شده را قبلا برای کودکتان خوانده اید شما هم نظرات خود را درباره کتاب بنویسید تا خوانندگان دیگر هم از نظرات شما هم بهره ببرند و و برای انتخاب کتاب برا ی دلبندانشان راحت تر عمل کنند .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 21:29  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا