تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 218:از دست زندگی ...          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

نگران و مضطربم برای لگد نزدن هایت .دلم می خواهد لحظه ای هم ارام و قرار نداشته باشی هر چه بیشتر تقلا کنی من خوشحال ترم . برای نیم ساعت هم اگر بخوابی من اشفته می شوم .

 نگاهت می کنم که جفت پا می پری ، دوچرخه سواری می کنی ، می دوی ، ماشین کنترلی را به خوبی هدایت می کنی ، به شیوه ای درست مثل قوباغه توی خانه  می پری  ، از مبل و پشتی مبل و دسته مبل بالا می روی  بعد پایت را می گذاری روی طبقه های دکور و می خواهی خودت را برسانی به اخرین طبقه و بالاترین طبقه .

می گویم :مامان جان یک خورده تکان بخور عزیزم مامان داره از نگرانی  می میره  .

می گویم : مامان خواهش می کنم می افتی عزیزم خواهش می کنم بیا پایین و تو دلم می گویم خدایا این بچه یک لحظه هم ارام نمی گیره .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 7:29  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا