اینهم از تصویر پرنس و پرنسس خانه ما . این تنها عکس جدید بود که از سارا داشتم و دوتا عکس متعلق به یک مراسمی در خرداد ماه که روی دوربینم بود و امروز خالی کردم .
اون گل را هم عمه خانم بهش داده و طفلی کلی وقت گل را محکم تو دستش نگه داشته بود.
خدای مهربان ممنونیم .
|+|
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 21:43  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)
|
درباره وبلاگ
من اینجا از خاطرات خوش بارداری و تولد و بزرگ شدن کودکم خواهم نوشت تا یادم نرود که خداوند چه هدیه ای را بر من ارزانی داشته .از خداوند سپاسگذارم و امیدوارم که فرزندسالم و صالحی به من و همه خانواده های ایرانی عطا کند . نوزاد من پسر خواهد بود .دوستش دارم بی اندازه و بی وقفه. و حالا خداوند نعمت خود را برمن تمام کرد و من مادر فرشته ای از بهشت آمده شدم(در تاریخ 22 آبان هزار سیصد و هشتاد و شش خورشیدی ) و نام مارتیا را برایش انتخاب کردم .امید داریم که مانند نامش انسان باشد به معنای کامل کلمه انسانیت