|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
موضوع بحث وقتی است که مارتیا بزرگ می شود و خودش می گوید دوتا نی نی داره .یک دختر و یک پسر اسم هم برایشان می گذاره . یادم باشه که گفت: اسم پسرم را می گذارم :جوان
خوب مامان من هم که اون موقع که تو بزرگ بشی می شوم مامان جون نی نی های تو و انها به من می گویند مامان جون افشان .اون وقت دیگه پیر می شوم .
تو پیر بشوی جادوگر می شوی .(جمله کاملا خبری بود نه سوالی )![]()
![]()
پ.ن ۱: می خواستم یک پست مفصل بنویسم با عکس.اما گفتم یادم می ره پیر بشم چی می شوم .اومدم اینجا بنویسم .
پ.ن ۲:یک خبر خوب دارم و یک ایده وقتی عملی شد می آیم خبر می دهم .
|
|