|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
سلام به همه دوستای خوبم .من برگشتم خانه و طبق روال همیشگی بازگشت که کلی کار دارم انجام بدهم و از شهر مادری ام دل بکنم .تو هفته آخری که اصفهان بودم پسر دست گلم هم در یک چشم به هم زدن کاری کرد که تمام پورت های کامپیوتر از کا رافتاده بود و من نه ماوس داشتم نه کیبورد و سی دی مادر برد هم تو آشفته بازار اتاقم تو خانه مادری پیدا نشد .ریکاوری هم نتیجه نداد و دستم ماند تو حنا من هم معمولا از کامپیوتر کسی استفاده نمی کنم و لپ تاپم را هم که مدتهاست فروختم . پس از هیچکس خبر نداشتم یکی دوبار با موبایلم به نظرات وبلاگ سر زدم اما آنقدر سرعتش ناجور است که نمی شه عملا استفاده کارامدی ازش کرد .
یک عالمه حرف دارم بر می گردم شاید فردا شاید هم امروز .
|
|