|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
من افشان :۳۰ماه ام نگاه کنید به بالای صفحه روز شمار تولد من را ببینید و باور کنید من افشان ۳۰ماهه شده ام .
کودکی هستم ۳۰ماهه که از تکرار و تکرار خواندن هیچ کتابی حتی داستان های نه چندان دلچسب خسته نمی شوم .گهگاه نفسم بالا نمی اید اما بازهم می خوانم .
من افشان : ۳۰ماه شدم .هرگز دوباره عاشق شدن را هرگز اینگونه زلال زیستن را و هرگز این گونه شاد بودن را نمی توانستم تکرارا کنم اگر ۳۰ماه پیش با یگانه فرزندم دوباره زاده نمی شدم .
هرگز نمی دانستم احساس مادرم را که چرا حتی وقتی به دانشگاه می رفتم گاه گاهی شبها به اتاقم می امد . زیر گلویم را می بوسید و شب به خیر میگفت . اگر ۳۰ماه پیش به دنیا نمی امدم .
هرگز نمی توانستم به این خوبی کودکی و خاطراتش را به یاد بیاورم اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
هرگز نمی توانستم به این خوبی دنیا را از دریچه دید دیگران ببینم اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
هرگز نمی توانستم به این پاکی زندگی کنم اگر کودکی پاک و معصوم و زلال مثل اب چشمه کنارم نبود .
هرگز نمی توانستم دوباره خط خطی کنم روی کاغذ با روشن ترین رنگ ها اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
هرگز نمی توانستم دوباره به مهد کودک بروم حتی برای دوساعت اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
هرگز نمی توانستم دنبال هیچ معنا و مفهوم و تئوری نباشم و کتابی بخوانم یا فیلمی ببینم اگر ۳۰ماه پیش دوباره متولد نمی شدم .
هرگز نمي توانستم اينگونه خشمم را كنترل كنم اگر 30ماه پيش دوباره متولد نمي شدم .
یادتان هست نوشتم روزی که: مادری ام مبارک .
امروز من ۳۰ماه است دوباره متولد شده ام (چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۹ صبح )
جایی سالها پیش شعری نوشته بودم(حدود ۱۷ سال پیش ) که اخرش با این مضمون تمام می شد .
"تو رفتی و مرا رها کردی میان پیله تنگ تنهایی "
حالا انگار بعداز سالها ان پیله را باز کردم انگار از کرم بودن جدا شده ام پروانه شدم.
پرواز می کنم و لا لا لا لا کنان بال می زنم . انقدر شاد که برای خودم هم لالایی می خوانم انقدر که حتی وقتی تنهایی رانندگی میکنم از قضاوت دیگران نمی ترسم . همان اهنگ هایی را گوش می دهم که مارتیا گوش می دهد تا باز هم بیشتر و بیشتر با کودکی ام مانوس شوم.
حس خوبی است حس قشنگ ساده زیستن هرگز نمی توانستم اینگونه ساده باشم .اگر ۳۰ماه پیش دوباره متولد نمی شدم .
شاید هرگز نمی توانستم مدتها بین اسباب بازی ها و کتاب های حسنی گشت بزنم .حالا با افتخار می توانم بگویم من ۳۰ماه ام و از دیدن همه اون کتاب ها و اسباب بازی ها و مداد رنگی ها و ... سیر نشوم .
شاید هرگز نمی توانستم مزه واقعی دنیای کودکی را بچشم اگر دوباره متولد نمی شدم من افشان ۳۰ماه ام .
هرگز و هرگزبا اينهمه تعبیر زیبا و ساده و عارفانه از همه پدیده ها و موجودات را دوباره و دوباره در زندگی ام نمی شنیدم اگر بازهم متولد نمی شدم .
هرگز نمی توانستم با خمیر انقدر ساده و یک تکه یک کله با کلاه و چشم و ابرو بسازم خودم بخندم و کودکی دیگر را هم بخندانم و از خنده های مستانه ام هم خجالت نکشم اگر ۳۰ماه پیش دوباره متولد نمی شدم .
من نمی توانستم هرگز نمی توانستم اینگونه عاشقانه به صورت و دستان کسی بوسه بزنم انهم د رملا عام و خجالت نکشم اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
نمی توانستم در خیابان و بیابان و سفر دست بزنم بلند بلند شعر بخوانم ادا در بیاورم و خجالت نکشم اگر ۳۰اه پیش دوباره متولد نمی شدم .
من هرگز نمی توانستم لکه تخم مرغ خام را روی موکت ببینم که چطوری رد باقی می گذارد و هر روز به تولبخند می زند !
من هرگز نمی توانستم بفهمم که می شود شربت البالو را با ماست و میگو قاطی کرد و خورد !!!!!!!
من هرگز نمی توانستم به زبان بودی* صحبت کنم .
اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم نمی توانستم به خودم بقبولانم که می شود با جارو با قورباغه ها بازی کرد.
اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم نمی توانستم بفمم چطوری زبان ادم ها مو در می اورد و چطوری است که دهان ادم کف می کنه .
این جز محالات بود که من بتوانم با قاشق به جای چنگال هندوانه بخورم .
و هرگز نمی توانستم تا این درجه صبر تحمل و بردباری را تجربه کنم اگر ۳۰ماه پیش متولد نمی شدم .
پس دوباره بزرگ شدن چه خوب است .چه خوب که اینبار نه سرسری که با دید باز به این کودکي نگاه می کنم دارم دوباره مزه مزه اش م کنم بدون اینکه عجله ای برای بزرگ شدن داشته باشم . اینبار انقدر عاقل شده ام که بدانم دنیای کودکی دنیای شادی ها و بازی ها و پاکی ها است . دیگر اینبار بر عکس دفعه قبل عجله ای نیست تا بزرگ تر باشم و بزرگ تر .دیگر گمان نمی کنم بزرگ می شوم براي خودم کسی می شوم .هرکس که باشم درکودکی ام خواهم بود .چه خوب كه به خودم فرصت اين بزرگ شدن را داده ام چقدرخوشحالم كه بازهم كودكي مي كنم . چقدرخوشحالم كه فهميدم بايد اينبار چه بكنم .
پس افشان ۳۰ماهگی ات مبارک .
مارتيا 30ماهگي ات مبارك ممنون از تولدت پسرك من .
* زبان بودي كه اسمش هم اختراع پسرم است . گاهي كلمات كاملا موزون اما نا مفهومي مي گويد كه ادعا مي كند به زبان بودي است .
|
|