|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
می شه زن باشی و بغض راه گلوت را نبنده .
می شه حتی مرد باشی و گوشه چشمت تر نشه .
اصلا می شه انسان باشی و از ته دل آه نکشی .
نمی شه من که نتوانستم من که یادآوری اش بند بند وجودم را می لرزانه من که فقط در کسری از ثانیه خودم را جای اون مادر گذاشتم و قلبم پاره پاره شد .
من که لحظه ای تصور کردم که پسرک از اغوش پر مهر مادر جدا شده و سوختم .
نمی دانم چه سر نوشتی در انتظارش است اما میدانم هر چه هست آغوش مادر چیز دیگری است .
بعد لعنت فرستادم به سازمان و دولت و .. هر چه متولی است .
چرا در این کشور سازمانی نیست که انسانهای نیازمند را به کسانی که تمول دارند معرفی کند .
و انهایی که خواهان فرزند را به کسانی که قدرت نگه داری فرزندشان را ندارند .
می اندیشم ان مبلغی که من هر ماه به ان سازمان خیریه کمک می کنم و می توانست امیر علی را در اغوش مادر و پدر نگه دارد .
بخوانید كودكم را دوست داشته باشيد و قضاوت کنید: هر که دندان دهد نان دهد .؟؟؟؟؟؟؟؟
این چه سیاستی است که اینروزها مرتب و مرتب می شنوم . ؟
پس چرا هیچ سازمان و مقامی از امیر علی و پدر و مادرش حمایت نکرده است ؟
و می لرزم . ایا کسی امیرعلی را موقع شیر خوردن ناز می کند تا شیشه را بگیرد ؟
|
|