|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
دارم ناهار می کشم .برای مارتیا ماهی را ریز کردم و ریختم تو بشقابش .می پرسم شما برنج می خوری مارتیا ؟
برای من یک کمی برنج بریزید لطفا.
دارم با کامپیوتر کار می کنم .هر موقع من را می بینه می اید طرفم و باصدای بسیار زیبا و ارومی می گوید : می شه لطفا صفحه نقاشی اش را برای من بیارید .
اگر من و بابا شهرام تلویزیون ببنیم : می شه لطفا برای من دامبو بگذارید .
و با این حرف زدن ها ما ساده ... می شویم .
لطفا خودتان ... را پر کنید
پ.ن:ممنون می شوم اگر برای پست قبل نظر نگذاشتید بخوانید و عکس العمل خودتان را بنویسید برایم مهم است .
|
|