|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
ما و خاطراتمان و دوستی های پاک و بی ریایی که اینجا اغاز شد سه ساله شدند .
وبلاگ مارتیا روز ۹ فروردین ۸۶ به وجود امد من در هفته ششم بارداری بودم و در استراحت مطلق .نمی دانستم موجودی که در بطن من رشد می کند پسر است یا دختر چه شکل و قیافه ای دارد یا حتی سالم است یا نه پر بودم از تشویش و نگرانی پر بودم از اضطراب و دلهره پر بودم از عشق و امید و شوق .
حالا پسرکم در نیمه ۲۸ ماهگی است و امیزه ای است از امید به اینده عشق بی منتهای مادری و شیرین زبانی و ... .
دوستش دارم .شما را هم دوست دارم که سه سال با من بودید .غر غر ها دلنگرانی های من را تحمل می کردید و گاهی در حق من خواهری کردید .
ممنون از همه دوستام اونهایی که با اطلاعات خوبشان به من هم اگاهی می دهند اونهایی که از خوانده ها و دانسته هایشان می نویسند تا من هم یاد بگیرم .
ممنون از دوستی اتان ممنون .
|
|