|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
امسال كه تو مي خواهي به دنيا بيايي سال پر بركتي است .همين الان كه دارم باهات حرف مي زنم داره باران مي آيد باران تند امروز از بعد از ظهر ساعت ۳ تا حالا باران مي گيرد و باز ول مي كنه باران تند رگبار مانند .
مي دوني گل مامان امروز بعدازطهر رفتيم جاي تو و بابايي خالي توي حياط با مامان جون مراسم هندوانه خوري آنقدر هوا خنك بود و عالي كه نمي شد باور كرد الان وسط تيرماه است .
آسمان آبي زيبا با لكه هاي ابر يك طرف خورشيد از زير ابرها پيدا بود از طرف ديگه ماه .آنقدر قشنگ بود كه نمي توانم توصيف كنم حياط خانه مادر بزرگ هم آنقدر شسته شده بود با باران كه زيبايي گل ها و درخت هايش صد برابر شده بود جاي تو و بابايي خالي.
ماماني گل چرا تكون نمي خوري من خيلي نگران شده ام
|
|