تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 176:برای مارتیا و همه هم نسلان او          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
شاید خنده دار باشه (من عکسی از تولد مارتیا اینجا نگذاشتم ) دلم می خواست کیک تولدش یک نماد باشه هر سال .نمي دانم چرا بعد از اینکه عکس اون ادم برفی را تو کاتولوگ شیرینی نیوشا ديدم  یک آن به ياد زاينده رود امسال افتادم دلم خواست اون ادم برفي را سفارش بدهم به اميد اينكه شايد امسال برف و باراني بيش از گذشته در شهر و كشورم ببارد و پسر من و همه هم نسلانش علاوه بر تجربه زمستان سالي پر بركت را تجربه كنند .

چرا قديمي ها نماز باران مي خوانند و طلب باران مي كردند ؟

چرا ماچنين نمي كنيم ؟شايد انقدرگناهكاريم كه مي ترسيم خدا هم رويمان را زمين بزند ؟

چرا من نمي توانم وقتي فصل هاي سال را براي پسركم توضيح مي دهم قيافه حق به جانب بگيرم ؟

چرا وقتي مي گويم حالا زمستان است اصلا شباهتي به تعريفم از زمستان و زمان حال نمي بينم ؟

چرا وقتي به پسرمن مي گويم زمستان خيلي سرد است و همه پالتو و لباس هاي گرم مي پوشند خجالت مي كشم كه خودم تو اين روزهاي گرم بهاري مانتو به تن مي كنم ؟

چرا پاييز و زمستان با هم تفاوتي ندارند ؟

چرا حتي پاييز هم باران نباريد ؟

چرا ؟راستي خدا جونم چرا ؟

پ.ن: عجيب دلشوره تابستان را دارم و دلشوره كم آبي را ؟چرا هيچ خبري نيست ؟چرا در بلاد كفر ؟؟؟؟اينهمه باران و برف مي ايد و ما انسان هاي خداشناس و متعهد و مومن اصلا اين بركات را تجربه نمي كنيم ؟چرا به نظر من مي ايد كه هر سال از بارش در كشور ما كاسته مي شه و به بارش اون ادمهاي كافر ؟؟؟؟اضافه مي شه ؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 7:49  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا