|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
چرا قديمي ها نماز باران مي خوانند و طلب باران مي كردند ؟
چرا ماچنين نمي كنيم ؟شايد انقدرگناهكاريم كه مي ترسيم خدا هم رويمان را زمين بزند ؟
چرا من نمي توانم وقتي فصل هاي سال را براي پسركم توضيح مي دهم قيافه حق به جانب بگيرم ؟
چرا وقتي مي گويم حالا زمستان است اصلا شباهتي به تعريفم از زمستان و زمان حال نمي بينم ؟
چرا وقتي به پسرمن مي گويم زمستان خيلي سرد است و همه پالتو و لباس هاي گرم مي پوشند خجالت مي كشم كه خودم تو اين روزهاي گرم بهاري مانتو به تن مي كنم ؟
چرا پاييز و زمستان با هم تفاوتي ندارند ؟
چرا حتي پاييز هم باران نباريد ؟
چرا ؟راستي خدا جونم چرا ؟
پ.ن: عجيب دلشوره تابستان را دارم و دلشوره كم آبي را ؟چرا هيچ خبري نيست ؟چرا در بلاد كفر ؟؟؟؟
اينهمه باران و برف مي ايد و ما انسان هاي خداشناس و متعهد و مومن اصلا اين بركات را تجربه نمي كنيم ؟چرا به نظر من مي ايد كه هر سال از بارش در كشور ما كاسته مي شه و به بارش اون ادمهاي كافر ؟؟؟؟
اضافه مي شه ؟
|
|