|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
سارا به دنيا امد روز يكم اذرماه ساعت 11:15 صبح و به روش طبيعي .وزنش فقط 2660 گرم و قدش 49 سانتي متر بود رويهم رفته از مارتيا كوچكتر بود .و مشكل ما تا همين امروز صبح 5 آذرماه اين بود كه سارا براي شير خوردن بيدار نمي شد .سينه مادر را نميگرفت و حتي موقع دادن شير از طريق قاشق هم به خواب مي رفت .روز دوم پزشك برايش شير خشك تجويز كرد البته با قاشق اما امروز پرستار دكتر انقدر خوب توضيح داد براي مادرش كه توانست بهش شير بدهد .
مارتيا خيلي با سارا راحت نيست به محض اينكه سارا بيايد خانه مادر بزرگ يا ما برويم خانه دائي شروع به كارهايي مي كنه كه تا به حال انجام نداده و من مانده ام كه ما چه كار اشتباهي كرديم كه مارتيا براي جلب توجه اين كارها را مي كند .من اصلا د رحضور مارتيا سارا را بغل نمي كنم و باهاش حرف نمي زنم .اما مارتيا بسيار حساس است .
ممنون از راهنمايي هايتان د رمورد روانداز اما در مورد كتاب هيچكس من را راهنمايي نكرد .حالا در مورد اين حساسيت ها هم اگر تجربه داريد خوشحال مي شوم من را راهنمايي كنيد .
و این هم سارا کوچولو در ۵ روزگی .(البته سارا خیلی کوچولو است مسلم است که عمه خانوم این عکس را با زوم گرفته )

من مادر خوشبختي ام .من زن خوشبختی ام .وقتي پسرم توي خيابان دستم را مي گيرد و مي گويد :مامانا بيا برويم با هم قدم بزنيم .
من خيلي خوشبختم وقتي پسركم دستش را مي اندازد دور گردنم ولب هايش را غنچه مي كنه تا من را ببوسه و بخوابه .
من خيلي خوشبختم چون یک کوچولو می شوم و با پسرم بازی می کنم چون گاهی ساعتها در روز و گاهی اکثر فرصت ها را با پسرم می گذارنم با هم نقاشی می کشیم با هم کتاب می خوانیم با هم کامیون بازی می کنیم با هم غذا می خوریم با هم رادیو تعمیر می کنیم (التبه دوتایی با هم می زنیم رادیو مادر بزرگ را داغان می کنیم و هنوز هم از تویش صدا د رمی اید ) با هم اب پرتقال و اب هویج می گیریم (اگر مارتیا را در گرفتن اب میوه ها مشارکت ندهیم اصلا نمی خوره برای این اب میوه می خوره که اب میوه گیری ها ناراحت نشوند !!!! و البته بتوانه کاری هم این میان انجام بده )
بعضی وقت ها خوشحال می شوم که وادر دنیای کودکی شده ام .فرصت خوبی است فرصت بی نظیری است بچه بودن .
من زن خوشبختی ام چون خدا بهم این فرصت را داده تا مارتیا را سوار بر شانه هایم کنم و پیتیکو پتیکو کنیم با هم .بعضی از وقت ها هم اون می خواهد من را سوار کنه !!!!!!
من زن خوشبختی ام وقتی می بینم پسرم کودکی می کنه .
خوب می دانم این فرصتی نیست که هر بچه ای داشته باشه .اما ارزو می کنم دعا می کنم که هیچ بچه ای فرصت کودکی کردن را از دست ندهند .
|
|