|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
ساعت :۲۳:۲۶
سن بارداری :۱۶هفته و ۶ روز
مامان نشسته پشت کامپیوتر و ناگهان ۲-۳ ضربه محکم از تو دریافت می کنه چشمش پر از اشک می شود و یک کمی قلقلی می شود از خوشحالی تو پوست خودش نمی گنجه .دلش نمی آید به بابا تلفن کنه شاید خواب باشه آخه امروز از ماموریت هم اومده و تا ساعت ۲۱ هم سر کار بوده .اگرچه از هفته ۱۵ یا شاید زودتر تلنگرهای ضعیفی را حس می کرده اما اینبار آنقدر خوب و محکم لگد زدی که حسابی ابراز وجود کردی قوی باش مامانی من قوی و از بدن مامان خوب خوب تغذیه کن دوستت داریم گل خوش رنگ و بوی من
مادر .
|
|