تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 158:مارتیا و آغازی برای دوسالگی 4          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
مارتیا مامان دون (مامان جون و یا همان دون دون قدیمی ) مهربانی دارد .از ابتدای بارداری تا حالا باما بوده است  همان وقت ها را می گویم که ثانیه ها را می شمردم  تا روزهای استراحتم بگذرد تا بلکه ۴ ماه بارداری را پشت سر بگذارم و این مامان دون مهربان بود که حتی لیوان اب و قرص را به دستم می داد .همقدم و همراه تا پایان  .گاه احساس می کنم مارتیا را بیش از من دوست دارد .و همیشه در همه لحظات یاور من بوده .احساس مادر خوب نبودن و به اندازه کافی ایده ال نبودن را بارها از من دور کرده است .پا به پای من شبهایی که مارتیا  تب داشته بیدار بوده است  .

و نه تنها  در این نزدیک سه سال که از ابتدای زندگی یک تکیه گاه مطمئن و یک حامی و یاور و مشاور صمیمی بوده است .

مامان بارها از حرف زدن با تو ارامش گرفته ام .بارها به صبر و صبوری و گذشت تو غبطه خورده ام .کاش می توانستم ذره ای ا زخوبیها و بزرگواری ات را در وجودم داشته باشم تا بلکه قدردان اندکی از زحمات تو باشم .می بینی مامان همانگونه که احساس می کنم تو مارتیا را از من بشتر دوست داری احساس میکنم مارتیا هم تو را بیش از من دوست دارد .

سایه ات بر سر ما مستدام .

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:39  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا