تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 155 :مارتیا و آغازی برای دوسالگی 7          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 

مارتيا در اين پاياني روزهاي  سال دوم تولدش  عطسه مي كند بعد با احترام به خودش مي گويد :شما عافيت باشي .


از صندلي رفته بود بالا تا دستش به قفسه کتاب هاي مامان و بابا برسد از صندلي كه پايين مي ايد صندلي زير پايش مي لغزد

مارتيا :نزديك بود بيوفتم  ها.


مارتيا كجا بودی :تو اتاق بابا اصف .

چکار می کردی مامان ؟؟؟

داشتم شيطوني مي كردم .

 |+| نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 23:27  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا