تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 139:من مست می عشقم ...          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
پسرم :مارتیا این روزها بیشتر از پیش مدهوش و مست عشق خداوندگار هستم .بزرگی و عظمتش را با همه وجود درک مي كنم  و سیرابم از نعمتهای فراوانش .خدایا شکر شکر شکر

به غیر از دلایلی که جای بحث در اینجا ندارد .پیشرفت های کلامی پسرم مارتیا مرا شگفت زده می کند .پسرم جملات دو و سه کلمه های می سازد !!!!!برایم شگفت انگیز است .همه از نوع صحبت کردن و میزان كلماتي كه به كار مي برد  در شگفتند و من در شگفت از افرینش پروردگار .

بازهم خدارا شکر .

اين هم مارتیا : جذاب ترین مرد سال .توت قرمز را از درخت كنده و داره نوش جان مي كنه .

 خوش تيپ ترين مرد سال

و اما پارسال همین روزها

حالا بادیدن عکس ها متوجه می شوید چرا هوشیار نخواهم شد .

دیگه به این راحتی ها نمی شه از مارتیا عکس گرفت همش در حال راه رفتن و شیطونی کردن است و با حرف زدن هایش من را دیوانه خودش می کنه :مامان بیا اینگا (اینجا)!!!!!

یک ارگ داره روشنش می کنه اهنگ بزنه و میره روی میز به نانا کردن و چرخیدن .حالا باید دلم هزار راه بروه مبادا بیوفته و دائم مراقبش باشم .

بعد از ظهرها تو حیاط خانه دون دون مارتیا ۱۰ دست لباس کثیف میکنه .اب پاشی میکنه نقاشی با رنگ های انگشتی بیلچه برمی داره و با خاک ها بازی میی کنه .مامان دون دون مارتیا رامی گذاردش لب استخر و پاهایش را می گذاره تو آب و مارتیا هم انگار کسی صد سال چیزی را گم کرده و دنبالش می گشته از بغل استخر رد که بشه می گه :دریا دریا .و مامان جونش هم دلش می ره .

یکبار  مارتیا با بابایی استخر را شسته و اب کردند البته هنوز خیلی سرد است برای رفتن توی اب .

داره تو عکس بالا اشاره می کنه که جارو دسته بلند را بهش بدهم تا مثل بابا استخر را جارو کنه .

هفته پیش مارتیابا بابایی رفته استخر بیرون و بابا می گه :مارتیا می گفته   یک دو سه  و می پریده تو استخر .حالا می ره روی میز و می خواهد این عملیات را تو خانه از روی میز انجام بده من التماس کنان مامان نکن عزیزم پایت اوخ می شه . دوباره  باید پایت را ببندی اروم بیا پایین. نپری عزیزم . 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 1:29  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا