تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 129:و حالا این پایان راهی است: هم دشوار و هم هموار و هم زیبا و هم گاهی تلخ .          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
هر سال زندگی شامل اون جمله عنوان می شود .مادر نمی شه زندگی را از تلخی ها و از دشواری ها زدود  و با زیبایی ها و همواری ها قرین و عجین کرد .

روزی بزرگ می شوی و معنی این جملات را خوب درک می کنی .روزی پدر می شوی و می فهمی چرا هم شیرین ترین و هم سخت ترین کار دنیا بزرگ کردن یک کودک است .روزی بزرگ می شوی و می فهمی چرا برای هر چی که سختی بکشی برایت عزیز است .روزی می فهمی چرا پدر ها و مادر ها هر چه زمان گذشت پرورش بچه ها را دقیق تر و با حوصله تر انجام دادند و به نظر مامان اگه دنیا داره روز به روز پیشرفت می کنه و علم با سرعت هر چه تمام تر به جلو می ره همه مدیون نسل هایی است که برای تربیت و تعلیم بچه ها بیشتر تلاش کردند .شاید زمانی بزرگ کردن ۱۰ تا بچه هم کاری دور از توان پدر ها و مادرها نبود .اما زمانیکه پدر و مادرها تصمیم گرفتند دقیق تر و بهتر عمل کنند نسل دانا تر شد و علم با سرعت به جلو تاخت .

می شه یک بچه را بزرگ کرد خیلی ساده و راحت اما خوب بزرگ کردن شرط است .شرط مهمی است .برای اینکه فردا باید از امروز و امروز از دیروز مان بهتر باشه .پس پسرکم تو باید از من و پدر بهتر و پر قدرت تر و داناتر و باهوش تر باشی وگرنه ما باخته ایم .

شاید گاهی به من سخت گذشته شاید گاهی به  تو سخت گرفته ام اما کاری را کرده ام که گمان می کنم و ایمان دارم برای تو بهتر خواهد بود .

روزی می آید که می فهمی دنیا با همه سختی ها و تلخی ها شیرین است چیزی که من امروز دیدم .من امروز خودم را دیدمو تو .حس خوبی بود از سطح شیبدار مجتمع کوثر بالا می رفتیم و دست کوچک تو توی دستم بود خودم را تو شیشه های ویترین یک  مغازه دیدم .احساس خوشبختی کردم با اینکه سختی های زیادی و بدی های زیادی از ادمها تو سال هشتاد و هفت دیدم اما یک لحظه احساس کردم دیگران چه اهمیتی دارند وقتی من تو را دارم که بهترین نعمت خدایی و بزرگترین نعمت خدا روی زمین .

یادت باشه مادر بزرگ روزی صد بار تو را می بوسه و با صدای بلند می گه :خدایا چه لطفی به ما کردی که مارتیا را به ما دادی .خدایا شکر .روزی صد بار سلامتی و خوشبختی ات را از خدا می خواهد .

من که اعتقاد دارم تو پسر خوش شانسی هستی به هزار و یک دلیل که شاید روزی نوشتم اما عزیزکم باید استفاده کنی از همه شانس های زندگی ات از سلامتی از هوش و دانایی ات از عشق خدا و خانواده به تو .پس یاد نره انتخاب با تو است تصمیم با تو است .یادت باشه تو معمار شالوده زندگی ات هستی .خدا همه مصالح را به تو داده و داره نظاره می کنه که تو چه می کنی .پس عزیزم ما منتظریم .

یک نگاه به عکس پارسال مارتیا ی من بیندازید .پارسال فقط چهار ماه و یک هفته داشت .اما امسال یک سال و چهار ماه و یک هفته داره .پارسال نمی توانست بشینه فقط برای لحظاتی کوتاه با کمک بالشت ها نشست تا ما عکس بگیریم .

نوروز 86

سال تحويل امسال بايد ديد چه تفاوت هايي كرده .عكس مي گذارم .

این عکس ها قابل توجه لیلی جان مامان آراز(در مورد خاک بازی )من و بابایی هر دو پشت صحنه ایم .مارتیا تنها نیست .

یک پسر خوابالو که اصرار هم داشته خودش ماکارونی بخوره .

 

این خرس لااقل چها برابر خودش است .ببینید چطوری کشیده تا درب خانه .

این هم کمک برای شستن ماشین .

وقتی هم که خسته بشه خوب می شینه روی زمین .

اینجا هم که خانه دون دون است به قول خودش و هر کاری بخواهد بکنه می کنه !!!!

اینجا هم افتاده و ملاحظه می کنید که شلوارش گلی است و اصلا همه لباس ها و کفش و جورابش خیس و اصلا هم به دوربین نگاه نکرد تا من یک عکس درست و حسابی بیندازم .همش مشغول شیطنت .

فقط کافی است مداد کلید یا اجسامی از این قبیل را پیدا کنه بعد بره سراغ قفل و لولا و پیچ و هر چیز دیگه .توی این عکس هم سوییچ ماشین را پیدا کرده و داره باهاش یک پیچ را تو خانه دون دون باز می کنه .

 سال نو همه مبارک برای همه دعا می کنم تا سالی پر از سلامتی و سرشار از آرزو های تحقق یافته داشته باشند .

 ری رای عزیز ئ هاله خوبم ممنون از اس ام اس هایتان .سال نو شما هم مبارک .ری را ببخش گوشی تو صندوق عقب بود و فرصت هم نکردم خودم تماس بگیرم ودر اولین فرصت باهات تماس می گیرم .دوستت دارم امیدوارم سال خوبی داشته باشی و خدا بهترین هار ا برایت رقم بزنه .

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:3  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا