تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 121:یکسال و یکماه و یک روز          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
پسرم امروز یک سال و یکماه و یکروز دارد .مناسبت جالبی است ۳ تا یک .

دوستت دارم .

تازگی ها عاشق چشم چشم دوابرو است یکی دوتا ده تا بازهم کاغذش را می گیرد به طرفم و می گوید ابرو ابرو البته حرف" ر" را جا می اندازد .

به جای مامان جون به مادرم دون دون می گوید .

هنوز هم به خوابیدن می جنگد. دیروز نخوابیده بود از ۶و ۷ شب خیلی خوابش می امد اما راضی نبود بخوابد با هم بازی کردیم نیم ساعتی انقدر خندید و صدای قهقهه هایش در اتاق پیچید که حظ وافری بردم ۵. دقیقه از اتاق رفتم بیرون .امدم دیدم توی بغل مادرم خوابیده به قول مادرم از حال رفت از بس بازی کرده بود .

دوستت دارم مادر.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:57  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا