|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
برای پیش غذا سوپ و سالاد سیب زمینی و برای غذای اصلی کباب جوجه کباب و لازانیا و کوفته سبزی و برای دسر هم ژله سالاد فصل و سالاد میوه و کاچی درست کردیم البته کباب از بیرون گرفتیم .
خیلی ناراحت شدم چون رسیدگی به مهمان ها نگذاشت عکس های درست و حسابی بگیرم همان روز هم بابای مارتیا برای من یک لنز هدیه گرفته بود که با اون هم درست نتوانستم کار کنم و عکس ها با کیفیت در نیامد دوربین فیلمبرداری مان هم کار نکرد نمی دونم چرا قسمت نبود.
طرح لباسش کفشدوز بود کیکش را هم کفشدوز سفارش دادم کاغذ کادویی که برای مهمانها (هدیه مارتیا) گرفتم طرح کفشدوز بود جالب اینجا بود که دوتا از مهمان ها برای تزیین بدون اطلاع البته دوتا شکلات کفشدوز به کادوها زده بودند .






|
|