تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - 112:سه روز مانده به یکسال عاشقی          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
کوچولوی شیرین دوست داشتنی من انقدر ناز است که حد نداره .از میوه ها عاشق انار است .مثل مامانش از انار خوردن سیر نمی شه .هر کس انار بخوره و به مارتیا نده با اعتراض مارتیا روبرو می شه .

از نوشیدنیها هم اول شیر مامان و بعد دوغ جالب است نه .شب ها که ماشیر می خوریم حتی اگه لیوان شفاف نباشه می فهمه و ماباید برایش توی یک لیوان دوغ بریزیم و بدهیم بخوره تا اعتراض نکنه .

ببین پس مامان برای خودت مردی شدی و بزرگ شدی و من فقط همین یک شال همین یک سال پیش بودکه داشتم روزها را می شمردم تا به دنیا بیایی.

مارتیا خیلی سخت توی صندلی ماشینش می شینه .اگه من و بابا باهم باشیم تقریبا اصلا نمی شینه اما اگه من تنها باشم شرایط را درک می کنه و کمتر ایراد می گیره .چقدر بزرگ شده کلی فهیم شده و برای خودش استدلال های منطقی داره .وای که چقدر دوستت دارم .

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:45  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا