|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
از نوشیدنیها هم اول شیر مامان و بعد دوغ جالب است نه .شب ها که ماشیر می خوریم حتی اگه لیوان شفاف نباشه می فهمه و ماباید برایش توی یک لیوان دوغ بریزیم و بدهیم بخوره تا اعتراض نکنه .
ببین پس مامان برای خودت مردی شدی و بزرگ شدی و من فقط همین یک شال همین یک سال پیش بودکه داشتم روزها را می شمردم تا به دنیا بیایی.
مارتیا خیلی سخت توی صندلی ماشینش می شینه .اگه من و بابا باهم باشیم تقریبا اصلا نمی شینه اما اگه من تنها باشم شرایط را درک می کنه و کمتر ایراد می گیره .چقدر بزرگ شده کلی فهیم شده و برای خودش استدلال های منطقی داره .وای که چقدر دوستت دارم .
|
|