|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
خدایا دارم با تو حرف می زنم با تو که دوباره از سر لطف و محبت به من هدیه دادی خدایا من روزی هزار و یک بار این کودک نازنین را به تو می سپارم اما باز هم می ترسم می ترسم .دوبار من تجربه کرده ام و حالا حق ندارم که بترسم .تو که نمی خواهی این بار هم این هدیه الهی را از من پس بگیری .تو که بخشنده و مهربانی .چرا ؟ نه خدایا تو نمی خواهی باز هم هدیه ات را از من پس بگیری .نمی خواهی که باز هم من را امتحان کنی من همین حالا می گویم من رفوزه ام من طاقتش را ندارم من همه زندگی ام داغون می شود اگه اینبار بخواهی امتحان پس بدهم و نازنینم را از من پس بگیری.
نه خدایا هدیه ات را به من بده .خدایا من اون نی نی نازنین را سالم و صالح از تو می خواهم .خدایا اون نی نی را را از من نگیر من روزی هزار بار به تو توکل می کنم . نه هزار و یک بار .و التماس می کنم که فرزند من را سالم و صالح به من تحویل بدهی تا هدیه ای شایسته از تو در دامان خود داشته باشم .
کمکم کن من دارم کم دارم زیر بار فشار این ترس له می شوم چرا ؟چرا هربار باید این قدر ترس و لرز داشته باشم . خدایا کمک می کنی ؟؟؟؟
مادر
|
|