|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
تا صبح مرتب مراقب بودیم و درجه حرارتش را چک می کردیم .توی این مریضی بغل هیچکس نمی رفت و نمی گذاشت کسی بهش دست بزنه جز من .ساعت ۶ به بعد توانست بخوابه من هم گذاشتمش روی پای مامانم و رفتم کارهایم را کردم ساعت ۷.۵ هم اومدیم از خانه بیرون به امید اینکه ساعت ۸ دکترش تو بخش اطفال می بیندش چیزی جز استامینوفن که باید ساعت ۴ می خورد نداشتیم .
ساعت ۸ کتر نیامده بود .بابای مارتیا مرتب می رفت و چک می کرد که دکتر اومده یا نه اخه باید می رفتیم داخل بخش و راهمان نمی دادند .
ساعت از ۸.۵ گذشته بود که تب مارتیا بالا رفته بود توی ماشین با آب معدنی که داشتیم بدنش را خنک کردیم .تا خود شوهرم از دور تو حیاط بیمارستان دکتر مارتیا را دیده بود که اومده وگرنه نگهبان می گفت نیامده و شاید ما بدون دیدن دکتر مجبور می شدیم برویم .
رفتیم تو .مارتیا بیحال تو بغل من بود پشت درب اتاق ان آي سي يو .مسئول بخش گفت :ويزيت هاي بچه ها تا ۳ ساعت هم ممكن طول بكشه ما بچه بد حال زياد داريم .!!!
من راه مي رفتم و گريه مي كردم و مارتيا توب بغلم باهايش حرف مي زدم :ماماني پسر گلم خوب مي شوي مامان بازهم با هم پارك مي رويم شيطوني مي كني .مامانم ناله نکن دلم خونه مامانی جگرم کباب شد.
مسئول بخش دلش برای من سوخت و رفت داخل بخش ان آی سی یو و شرح حال مارتیا را برای دکتر داد و اومد گفت دکتر گفته یک مریض می بینم و می ایم .اگه تبش بالا است پاشویه اش کنید .تو اتاق فوتو تراپی رفتم و خواستم اب به بدنش بزنم که اجازه نداد .اصلا نم یگذاشت بگذارمش روی تخت اصلا از بغل من بغل بابایش نمی رفت .
دکتر اومد دیدش شرح حالش را شنید .گفت بروید بخش اطفال تا بیایم معاینه اش کنم .اما ممکن است طول بکشه رفتیم بخش اطفال اونجا شاید ۱.۵ ساعتی معطل شدیم .مارتیا بیقرار بود گریه می کرد می گفت باید بغلم کنی و راه بروی .داشتم دیوونه می شدم .نمی دانید ولی وصف ناکردنی است اون حال ایکاش هیچ مادری اون حال من را که توی بیمارستان داشتم درک نکنه .(آمین)
دکتر اومد مارتیا توی بغلم خواب بود .تا گذاشتمش روی تخت چشمهایش را باز کرد و تا دکتر را دید جیغ زد .دوباره گریه هایش شروع شد دکت رمعاینه اش کرد .گوشش را دید یکی از گوش هایش روز پیش ملتهب بود .دوباره معاینه کرد بازهم قرمزی را دید .بهم گفت که این بیماری روزئولا اینفانتوم است البته تایید کرد چون قبلش خودمان فهمیده بودیم .گفت خظرناک نیست و برای اینکه نگرانی ما را دید گفت :نگران نباشید بد حال هم نیست .شماره موبایلش را داد و گفت برای کنترل تبش بروفن را هم اضافه کرد .وقتی معایته تمام شد و داشت نسخه می نوشت دوباره خواست گوشش را ببینه و اینبار با اطمینان کامل گفت که باید دارو بخوره .فارمنتین ۴۷۵ .
اومدیم خانه مارتیا بهتر شده بود دارم را دادیم بهش بخوره که همان لحظه همه را برگرداند .
دوباره تکرار کردیم .تا بعد ازظهر واقعا بهتر شده بود .شب هم ودارو را برگرداند .دوباره تکرار کردیم .
مارتیا به دارو حساسیت داشت .فردا بعد ازظهر بردیمش دکتر دوباره گوشش را معاینه کرد دارو را عوض کرد کو آموکسی کلاو ۳۱۲.
این یکی را بهتر تحمل می کنه .اما برای دارو خوردنش بساطی داریم .
از شنبه شب بدنش شروع کرد به دانه زدن .پیشانی کمر ابرو گونه ها پایین شکم کشاله ران .
دکترش گفته بود که بعد از اتمام تب دانه ها بیرون می ریزند و خارش هم ندارند .
مارتیا همان جمعه بهتر شده بود .الان خوبه ولی زیاد می خوابه و بیحال است . به شدت به من وابسته شده می خواهد بغل من باشه .
roseola روزئولا اسم بیماری اش بود یک بیماری ویروسی توضیحاتش را می نویسم :
روزئولا) از بيماريهاي شايع دوران نوزادي و كودكي است و گاهي به نام بيماري ششم از آن ياد ميشود. علت اين نامگذاري اين است كه اين بيماري ششمين عضو گروهي از بيماريهاي دوران خردسالي است كه همگي با تب و بثورات پوستي هستند. سرخك و سرخچه نيز در اين ميان همين بيماريها قرار دارند.با اين كه اين بيماري را از گذشتههاي دور ميشناختند، اما عامل پيدايش آن روشن نبود تا اين كه در چند سال اخير معلوم شد كه منشأ ويروسي دارد.ويروس مولد بيماري (روزئولا) از خانواده ويروسهاي تبخال است و اصطلاحا ويروس (هرپس نوع) 6) خوانده ميشود كه نخستين بار در سال 1365 شناخته شد.اين ويروس در تمام نقاط جهان يافت ميشود و علاوه بر ايجاد بيماري (روزئولا) در كودكان، ميتواند بيماريهاي گوناگوني در بزرگسالان ايجاد كند. چگونگي انتقالآن را از راه بزاق و ترشحات تناسلي دانستهاند. در بدن بيش از 80 درصد از بزرگسالان پادتن ضد اين ويروس يافت ميشود كه نشانه تماس قبلي و ايمني در مقابل آن است.بيماري (روزئولا) در اكثر موارد بين6 ماهگي تا سه سالگي بروز ميكند و اين درست زماني است كه پادتنهايي كه در دوران جنيني از مادر به فرزند رسيده است، رو به كاهش ميگذارد. اين بيماري به صورت تكگير بروز ميكند و فصل شيوع خاصي ندارد. دوره نهفتگي آن از زمان ورود ويروس به بدن تا هنگام بروز علايم باليني5 - 15 روز بطور متوسط 12 روز است. آغاز بيماري به صورت تب ناگهاني و معمولا شديد است كه اين تب گاهي تا 41 درجه ميرسد. با وجود تب بالا، حال عمومي كودك خوب است و بازي ميكند و معمولا علايم ديگري ندارد. البته گاهي بياشتهايي خفيف و تهوع و استفراغ نيز در بعضي كودكان ديده ميشود. بزرگ شدن گرههاي لنفي بخصوص در پشت گوش و گردن نيز در برخي موارد ديده ميشود.تب شديد كودك كه معمولا با هيچ علايمي همراه نيست و علت مشخصي براي آن يافت نميشود، باعث نگراني پدر و مادر ميشود. اما تب بعد از3 - 4 روز بسرعت فروكش ميكند و بثورات بيماري در پوست ظاهر ميشود. بثورات (روزئولا) بصورت دانهها و لكههاي صورتي مايل به قرمز به اندازه2 - 3 ميليمتر است كه به تعداد زياد روي تنه و گاهي دست، گردن و پا پديد ميآيد و معمولا در صورت ديده نميشود. اين دانهها در عرض چند ساعت تا دو روز بدون برجا گذاشتن هيچ گونه اثري از بين ميرود. البته در خيلي از موارد بيماري فقط به صورت تب است و اصلا بثوراتي روي پوست پديد نميآيد. بيماري (روزئولا) احتياج به درمان خاصي ندارد فقط بايد تب كودك به وسيله پاشويه و داروي تببر كنترل شود تا احتمال تشنج از بين برود
بازهم می ایم فعلا وقت ندارم
انشالله که هیچ بچه ای مریض نشه .(آمین )
ممنون حال مارتیا را پرسیدید و نگرانش بودید به لطف دعاهای شما خوبه .از همه شماها سپاسگذارم .
|
|