تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
بالاخره اومد بالاخره انتظار مامان سر اومد .ماههاست چشم به راهم .ماههاست امروز و فردا می کنم و نشانه ها را حلاجی .

بالاخره الماس درخشان را دیدم .مثل یک جواهر برای من حکم دریای نور را داشت .

و به خاطر اون بازهم دستان شکر به آسمان دراز کردم .خدایا ممنون

بالاخره دیروز سه شنبه ۱۲ شهریور ماه پسرک من در سن ۹ ماه و ۳ هفته صاحب یک الماس در دهان کوچکش شد .پایین و سمت راست .

حالا دیگه مامان نمی توانه بخوانه:

مارتیا بی دوندون افتاده تو قندون

خوشحالم خیلی زیاد

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 15:6  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
روی یک تابلو شهرداری این جمله رادیدم

فکر کردم کلماتش ارزش ثبت کردن برای تو را دارند .

 

                     حباب ها همیشه قربانی هوای دورن خویش اند .

 

فکرکن مامان خیلی زیبا نوشته بود ! فکر کن کوچولوی متفکرم .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:26  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
یادتان هست گفتم ژست هاش برای عکس حرف نداره ؟

ببینید راننده کوچولوی خانه مارا با کمربند ایمنی

دختر هم که بود خواستنی و تک و خوشگل بود نه ؟

این لباس را بابا سوغاتی اورده بود قول داده دیگه برای پسر من لباس نظامی نخره !!

پ . ن .عکس ها توضیح دارد.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 22:54  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا